مردی برای تمام فصول

ریکاردو سالیناس میلیاردر مکزیکی از معنای مسئولیت ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏اجتماعی می‌گوید

0

جهانی‌سازی چالش‌های خودش را دارد اما در ضمن مزایای بزرگی هم برای ارائه دارد، این مزایا نصیب کسانی می‌شود که جرات کنند و به درون بازار رقابتی و فوایدش شیرجه بزند. آمریکای لاتین یکی از معدود مناطقی در دنیا است که می‌بینیم فاصل میان فقیر و غنی در آن در

سال 1987 ریکاردو به عنوان مدیرعامل شرکت الکرتا معرفی شد، او درست زمانی این سمت را بر عهده گرفته بود که شرکت 59 شعبه داشت و با این وجود در مسیری ناهموار افتاده بود. شرکت مانند بسیاری از کسب‌وکارهای دیگر در مکزیک به دنبال سقوط ارزش پزو (واحد پول مکزیک) در معرض ورشکستگی بود. ریکاردو تصمیم گرفت که تمرکز کار شرکت را بر روی محصولات اصلی الکترا یعنی وسایل الکترونیک و مبلمان بگذارد. او برای بهبود اوضاع شروع به فروش اعتباری محصولات کرد و البته مدیریت ریسک در کار را بسیار جدی گرفت. در کنار اینها شروع به ارائه خدماتی داد که تا آن روز در سوابق کاری شرکت نبود؛ خدمات مالی از جمله انتقال پول از طریق شرکت همکارشان یعنی وسترن یونیون. قدم‌های متمرکز و محکم ریکاردو سالیناس منجر به رشد و توسعه باثبات شرکت شد و بعد با آغاز خرید و ادغام سایر شرکت‌های خرده‌فروشی در عرض چند سال توانست گروپو الکترا را تبدیل به بزرگترین شرکت خرده‌فروشی مکزیک کند.» این بخشی از مطلبی بود که در مورد زندگی و کسب‌وکار ریکاردو سالیناس، میلیاردر مشهور مکزیکی در شماره 86 همین مجله منتشر شد. در آن مطلب ذکر شده بود که ریکاردو چطور به عنوان چهارمین نسل از خانواده‌شان کار در الکترا را در پیش گرفت اما توانست آن را واقعا تبدیل به یک امپراتوری گسترده کند که حالا به عنوان یکی از بزرگترین مالکان رسانه‌ای در مکزیک و آمریکای لاتین هم شناخته می‌شود. سالیناس در مصاحبه‌ای که با نشریه فوربز داشت در مورد مسئولیت ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏اجتماعی شرکت صحبت کرد و نگاهی که به کار خیریه دارد. این میلیاردر برخواسته از یکی از مناطق در حال توسعه معتقد است که معنای کار خیرخواهانه صدقه دادن نیست، آنچه مردم نیاز دارند منابع ضروری و دسترسی به بازارهای آزاد است برای ارائه آنچه در چنته دارند. ترجمه بخشی از این گفت‌وگو را در این قسمت می‌خوانید.

نظرتان در مورد مسئولیت ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏اجتماعی شرکت‌ها و خلق ارزش‌های مشترک در حوزه تجاری چیست؟
به عقیده من، کسب‌وکار و مسئولیت ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏اجتماعی دست در دست هم راه می‌روند. بنیاد آزتکا، از ابتدای فعالیتش با ماموریت آگاه‌سازی اجتماعی و فرهنگی در میان شرکت‌های وابسته به گروپو سالیناس و در کل مکزیک و آمریکای لاتین پیش رفته است. این بنیاد و برنامه‌های ویژه‌ای که ما به وجود آوردیم به دنبال راهکار برای چالش‌های زمانه ما هستند؛ محیط زیست، آموزش، سلامت، تغذیه، توانمندسازی شهروندان و حتی دفاع از آزادی‌های اولیه و فضاهای بحث و گفت‌وگو که به نفع جامعه‌اند. تنها در عرض 16 سال توانستیم بر زندگی میلیون‌ها نفر تاثیر مثبت بگذاریم؛ زندگی کمتربرخوردارهایی که در میان ما زندگی می‌کنند و باید برای ارتقای طندگی خود به منابع لازم دسترسی داشته باشند.
این تلاش‌های ضروری بشردوستانه و اجتماعی از همان ارزش‌هایی الهام گرفته‌اند که موتور محرکه اقدامات کسب‌وکار گروپو سالیناس به شمار می‌روند. هر یک از شرکت‌های وابسته به مجموعه سالیناس و کارمندانش به خلق این ارزش‌های مشترک کمک می‌کنند. به عنوان مثال، همان‌گونه که اشاره کردم، ما برنامه‌هایی جدا از بدنه بنیاد طراحی کرده‌ایم که تعهد ما را به هنر، فرهنگ، آزادی و رهبری دموکراتیک پی می‌گیرند. حمایت مالی ما از فستیوال Ciudad de las Ideas که مانند تد تاک است، به ما اجازه می‌دهد تا پای برخی از نخبه‌ترین رهبران فکری را به میان بکشیم و ایده‌ها را به عمل تبدیل کنیم.

فلسفه من با این ضرب‌المثل چینی هم‌خوان است که: «به یک نفر ماهی بده و برای یک روز سیرش کن، ماهی‏گیری یادش بده و برای همه عمر سیرش کن». من از همکارانم پرسیدم چگونه می‌توانیم کاری کنیم که ارزش‌های گروپو سالیناس فراتر از کار روزمره‌، تیم و کسب‌وکارمان برود و به دنبال تعهدی عظیم‌تر در کل شرکت و جامعه مکزیک باشد؟

چه شد که در سال 1997 بنیاد آزتکا را تاسیس کردید؟. در این مدت مهم‌ترین دستاوردهای این بنیاد به لحاظ پیشرفت و تاثیرگذاری چه بوده است؟
آن سال زمانی بود که به دنبال راهی برای تشویق اطلاع‌رسانی و مسئولیت ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏اجتماعی و محیط زیستی در گروه سالیناس بودم. فلسفه من با این ضرب‌المثل چینی هم‌خوان است که: «به یک نفر ماهی بده و برای یک روز سیرش کن، ماهیگیری یادش بده و برای همه عمر سیرش کن». من از همکارانم پرسیدم چگونه می‌توانیم کاری کنیم که ارزش‌های گروپو سالیناس فراتر از کار روزمره‌، تیم و کسب‌وکارمان برود و به دنبال تعهدی عظیم‌تر در کل شرکت و جامعه مکزیک باشد؟ کاری که باید از طریق خلق ارزش‌های اجتماعی مشترک و توانمندسازی افراد صورت می‌گرفت. بنیاد آزتکا با فعالیت در مکزیک، آمریکا، السالوادور، پرو و گواتمالا بهترین پاسخ به این چالش بود و هست. آزتکا منبع الهام برنامه‌های موفقی شد که به شخصه بسیار به آنها مفتخرم، برنامه‌هایی که مستقیما بر روی زندگی هزاران نفر تاثیر گذاشته‌اند.
با در نظر گرفتن آمریکای لاتین، به لحاظ رشد و پیشرفت بگویید که کدام برنامه‌ها یا سیاست‌ها در یکی از این کشورها دیده‌اید که بخواهید به آن اشاره کنید و بگویید: این چیزی است که همه ما به آن احتیاج داریم، چون دارد جواب می‌دهد؟
جهانی‌سازی چالش‌های خودش را دارد اما در ضمن مزایای بزرگی هم برای ارائه دارد، این مزایا نصیب کسانی می‌شود که جرات کنند و به درون بازار رقابتی و فوایدش شیرجه بزند. آمریکای لاتین یکی از معدود مناطقی در دنیا است که می‌بینیم فاصل میان فقیر و غنی در آن در دهه گذشته کمتر شده است. این اتفاق در حالی رخ داده که از قضا روند رشد اقتصاد جهانی کند شده و برای همین باید این موضوع را جشن بگیریم.* رشد و ادغام طبقه متوسط، مهم‌ترین مسئله اقتصادی یک منطقه در طول یک قرن است.
به باور من، تجارت کلید رشد و پیشرفت اقتصادی است. بدون شک ما در آمریکای لاتین مزایای آن را دیده‌ایم؛ به خصوص با رشد تجارت میان آمریکای لاتین و ایالات متحده که از معاملات با آسیا و اروپا پیشی گرفت. برخی از کشورهای آمریکای لاتیم سیاست‌هایی را به نفع قدرت بخشیدن به آزادی تجاری وضع کرده‌اند و تعرفه‌ها را به مقادیر زیادی کاهش داده‌اند. چنین سیاست‌هایی برای اقتصاد کل منطقه آثار مثبت در پی دارند و گذشته از آن سبب ثبات اقتصادی بیشتر در کل بازار جهانی می‌شوند. به صورت دقیق‌تر بخواهم بگویم؛ در حالی که برخی کشورها در پی این هستند که سیلیکون ولی خودشان را راه بیاندازند، استارت‏آپ‏های آمریکای لاتین دارند مستقیم با مراکز خلاقیت در ایالات متحده کار می‌کنند. باور من این است که چنین شراکت‌هایی قابلیت دارند تا به رشد بیشتر بازارهای تجاری متصل به هم در هر دو سوی مرز مرز و به وجود آمدن فرصت‌های بزرگتر رشد کمک کنند. بسیار مشتاقم که نتیجه کار را ببینم.

مویو باور دارد که کمک‌های توسعه‌ای در آفریقا، بنیان‌های بازار را دستکاری کرده‌اند، سبب تشدید فقر شده‌اند و با خود فساد و عدم اطمینان آورده‌اند که دستاوردش تثبیت دولت‌های غیردموکرات و سرکوبگر بوده. او می‌گوید: «صدقه مثل یک سیلی است که به شما یادآوری می‌کند که نمی‌توانید خودتان دست به خلق ثروت بزنید.»

با نگاهی به حوزه کمک‌های خیرخواهانه در آمریکای لاتین، برخی از نکته‌های کلیدی و یا جریان‌های اصلی که به نظرتان آمده است را بگویید.
ما در گروو سالیناس قبول نداریم که کار خیریه راهکاری بلندمدت برای حل مشکلات اجتماعی است. هرچند کار خیریه در برخی شرایط ویژه کاملا ضروری است اما تعهد ما این است که نوعی از کار خیرخواهانه را شکل دهیم که به مردم نیازمند کمک می‌کند تا با دست پیدا کردن به منابع ضروری، خودشان را بالا بکشند. در کلیه برنامه‌هایی که پی می‌گیریم (فارغ از اینکه در حال حل کدام چالش هستند) به دنبال راهکارهایی هستیم که ایجاد موقعیت می‌کنند و آدم‌ها را توانمند می‌سازند. به عنوان مثال من بارها در مناسبت‌های مختلف گفته‌ام که 5 میلیارد آدمی که با خواندن دخل و خرجشان دست و پنجه نرم می‌کنند، نیازمند ابزار پیشرفت و دسترسی به بازار هستند نه صدقه.
کمی قبل‌تر به Ciudad de las Ideas (شهر ایده) که مانند تد است اشاره کردم. این فستویال ایده‌ها هر ساله در پوئبلا در مکزیک اجرا می‌شود. یکی از سخنرانی‌های مورد علاقه من در این برنامه توسط دامبیسا مویو، یکی اقتصاددان نخبه اهل زامبیا که تمرکز مطالعاتی‌اش بر فقر، توسعه و همکاری اقتصادی در کل دنیا شناخته شده است، هرچند شاید همه با ایده‌های او موافق نباشند. مویو باور دارد که کمک‌های توسعه‌ای در آفریقا، بنیان‌های بازار را دستکاری کرده‌اند، سبب تشدید فقر شده‌اند و با خود فساد و عدم اطمینان آورده‌اند که دستاوردش تثبیت دولت‌های غیردموکرات و سرکوبگر بوده. او می‌گوید: «صدقه مثل یک سیلی است که به شما یادآوری می‌کند که نمی‌توانید خودتان دست به خلق ثروت بزنید. پیشنهاد او این است که کشورهای توسعه یافته به جای این کار، به دنبال سیاست‌های موثرتری باشند که از تجارت و بازار آزاد حمایت می‌کند چرا که به نظر او «آنچه آفریقا نیاز دارد صدقه نیست، کسب موقعیت برای بازاریابی تولیداتش است و سرمایه‌گذاری مولد.» من به جد معتقدم که این راهکار برای تمامی کشورهای در حال توسعه در سراسر دنیا جواب می‌دهد. این پیام البته بازخورد خوبی در میان سازمان‌های خیریه بین‌‌المللی ندارد. این سازمان‌های بروکراتیک ماهیت وجودی‌شان این است که به جای کمک به پا گرفتن تجارت میان کشورهای فقیر و غنی، تنها به کار نقل و انتقال منابع میان این کشورها بپردازند.

* این مصاحبه در سال 2013 انجام شده و با توجه به تحولات فراوان اقتصادی و سیاسی، این آمار در مورد وضعیت شکاف طبقاتی در آمریکای لاتین ممکن است در حال حاضر صادق نباشد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.