آقای بلک به وال استریت می‌رود

نگاهی به زندگی و کسب‌وکار یکی از موسسان شرکت مالی آپولو

0

لئون بلک (Leon Black) از موسسان شرکت آپولو منیجمنت است که در زمینه مدیریت مالی، سرمایه‌گذاری خطرپذیر و مبادله سهام اختصاصی فعالیت دارد. فعالیت دارد. او با 9.61 میلیارد دلار صروت در رده 173 قهرست بلومبرگ قرار دارد.

لئون بلک را به عنوان یکی از ترسناکترین مردان در یکی از خشن‌ترین حوزه‌های دنیای مالی می‌شناسند. او آپولو گلوبال منیجمنت را از طریق خرید با قیمت حداقلی کسب‌وکارهایی که به مشکل خورده و زیر انبوهی از بدهی کمر خم کرده بودند، تاسیس کرد و با تحمیل ریاضت‌های اقتصادی به کارکنان و شکاف‌های عظیم حقوقی میان آنها و مدیران پیش برد. بسیاری از معامله‌های پرسود آپولو از طریق شرکت‌هایی بوده که سایر دفاتر مالی حتی به آنها نزدیک هم نمی‌شدند و با این وجود نگرانی بلک این بود که مبادا سایرین فکر کنند او اهل دست زدن به معامله‌های پرریسک حساب‌نشده است. او می‌گوید: «در واقع ما بیشتر دارایی‌مان را در زمان رکود اقتصادی به دست آوردیم.» آخرین رکود اقتصادی که جرقه‌اش در سال 2008 زده شد، فرصتی بی‌بدیل برای شرکت‌های سهام اختصاصی به وجود آورد و کمتر شرکتی بود که به اندازه آپولو از این فرصت سود ببرد. در طول 10 سال گذشته، دارایی این شرکت 6 برابر شد و به بیش از 320 میلیارد دلار رسید. بلک 68 ساله از سال 2018 به ریاست موزه هنرهای مدرن نیویورک انتخاب شد که به نوعی به معنای تاج‌گذاری او در میان ثروتمندان بود.
آنچه در این مقدمه خواندید توصیفی است از کلیات شخصیت و کسب‌وکار لئون بلک که توسط نشریه سایت بلومبرگ منتشر شده است. لئون بلک کسی است که به خاطر سرمایه‌گذاری‌های پرریسک معروف شده اما به قول بلومبرگ سوال اصلی اینجا است که این ریسک متوجه چه کسی است؟ لئون بلک و شرکت آپولو دهه‌ها است که بر مرز بحران‌های دیگران راه می‌روند و از آن سود می‌برند. آنچه در ادامه می‌خوانید اغلب برگرفته است از همان مطلب منتشر شده در بلومبرگ با این عنوان: هیچ‌کس به اندازه لئون بلک، مالک بی‌رحم آپولو پول به دست نمی‌آورد.
بلک هیچ قصدی برای ورود به حوزه مالی نداشت. در دوران کودکی به مادرش که نقاش بود کمک می‌کرد تا تصمیم بگیرد کدام یک از آثارش ارزش قاب کردن دارند. در کالج دارتموث (که سال 1973 از آن فارغ‌التحصیل شد) در رشته فلسفه درس می‌خواند و عاشق شکسپیر بود. او فقط به خاطر اصرار پدرش، مدیر اجرایی شرکت یونایتد برندز، بود که راهی دانشکده کسب‌وکار دانشگاه هاروارد شد. یک روز صبح، وقتی لئون دانشجوی سال دوم در هاروارد بود، پدرش به محل کار رسید، با کیف دستی‌ پنجره دفترش در طبقه 44 ساختمان را خرد کرد و خودش را از همان‏جا پایین انداخت. شرح خودکشی او به صورت کامل در رسانه‌هایی مثل نیویورک تایمز به جاپ رسید که صحنه وحشت رانندگانی را که از پارک اونیو می‌گذشتند شرح داده بود و کیف دستی آقای الی بلک که کج و کوله در نزدیکی یک دفتر پست فرود آمده بود. بلک می‌گوید: «پدرم برای من خدا بود و بعد دست به خودکشی زد. می‌دانید، خدایان معمولا خودکشی نمی‌کنند. سال‏ها طول کشید تا من از طریق جلسه‌های روان‌درمانی توانستم با این قضیه کنار بیایم و ببینم او کارش کجا به پایان رسید و من کارم را از کجا شروع کردم.»
زمانی بود که بلک به ایده تبدیل شدن به نویسنده یا فیلم‌ساز فکر می‌کرد اما به خودش که آمد داشت در یک شرکت حسابداری به نام پیت مارویک کار می‌کرد و با انتشاراتی به نام بوردروم ریپورتس هم همکاری داشت. او در یک مصاحبه کاری در شرکت لیمان برادرز هم شرکت کرد، جایی که به او گفته شد مغز و شخصیت مناسب برای موفقیت در وال استریت را ندارد.

چهره دیگر بلک
پس از آن یک دوست خانوادگی او را به فرد جوزف معرفی کرد، یک ستاره در حال ظهور در شرکت درکسل برنام لمبرت که در سال 1977 بلک را استخدام کرد تا به یکی از هیجان‌انگیزترین جریان‌های بانکی در حال درخشش بانکی وال استریت بپیوندد. بسیاری از همکاران بلک در شرکت درکسل او را با موهای آشفته به یاد می‌آورند؛ یک جوانک نامتعادل که زود از کوره درمی‌رفت و اغلب از زیر کار درمی‌رفت. بلک البته این توصیف از شخصیتش را قبول ندارد و می‌گوید که او در آن زمان فقط یک جوان خجالتی بوده که دوست نداشته صبح زود از خواب بیدار شود. اما او توانست دل کسانی را که واقعا اهمیت داشتند به دست آورد؛ جوزف که برایش شمایل پدری را تداعی می‌کرد و مایکل میلکن که نیروی محرکه اصلی شرکت بود. ظرف 4 سال او توانست تبدیل به یکی از شرکای شرکت شود.
بلک در شکل‌دهی رابطه با مشتریان بسیار زیرکانه عمل می‌کرد، مشتریانی که باور داشتند او حاضر است حتی در شرکت خودشان هم به جای آنها مبارزه کند. پیتر آکرمان که در آن موقع در دفتر بورلی هیلز شرکت درکسل همکار بلک بود به یاد می‌آورد: «او ساعت 10 شب به وقت نیویورک و 7 شب به وقت کالیفرنیا با من تماس می‌گرفت. من دو پسر کوچک داشتم که آن موقع سر میز شام بودند و برای همن بعد از مدتی همسرم مجبور شد به او بگوید که بین ساعت 7 و 8 تماس نگیرد.» دادوبیداد کردن بلک یک امر طبعی بود اما آکرمان می‌گوید که از این موضوع اذیت نمی‌شده: «برای من مهم نیست که چقدر ممکن است داغ کنید، مهم این است که با چه سرعتی بتوانید آرامشتان را به دست آورید. بلک در سخت‌ترین موقعیت‌ها می‌توانست به سادگی نتیجه کار را تصور کند و این مهارت کم‌یابی است.»
ویژگی جغد شب‌زنده‌دار بودن بلک سبب شد که کارهای هماهنگی یکی از مهم‌ترین مشتریان درکسل به او سپرده شود؛ کارل ایکان که ترجیح می‌داد کارهایش را بعد از نیمه‌شب انجام دهد. سال 1986 یکی از مشتریان درکسل به دلیل سواستفاده از اطلاعات برای کسب منفعت شخصی محکوم شد و قبول کرد که در جریان تحقیق از میلکن به بازرسان کمک کند. این واقعه درکسل را درگیر یک نبرد حقوقی چند ساله کرد که در روند آن شرکت برای 6 مورد غیرقانونی متهم شد و پس از توافق ناچار شد به پرداخت 650 میلیون دلار جریمه. زوایای مختلف این توفان که روشن‌تر می‌شد، کمیسیون بسیاری از کارکنان به شدت کاهش پیدا کرد اما بلک که همچنان مهم‌ترین مشتریان شرکت از جمله کارل ایکان را در دست داشت، درست در ماه‌های منتهی به اعلام ورشکستگی درکسل در سال 1990، بزرگترین کمیسیون آن سال شرکت را دریافت کرد: 16.6 میلیون دلار. جوزف به ممنوعیت مادام‌العمر از کار به عنوان رییس هر گونه شرکت سرمایه‌گذاری محکوم شد، میلکن 22 ماه را در زندان گذراند و بلک هیچ‌وقت بابت هیچ اتهامی مجرم شناخته نشد.
سال 1990، پایان کار درکسل تبدیل شد به سال آغاز کار آپولو، شرکتی که توسط بلک، جاش هریس و مارک روان راه‌اندازی شد. بلک با مشتریان بزرگی که از درکسل داشت روراست بود: دیگر خبری از آن سرمایه‌گذاری‌های قبلی نیست اما برای آنها بسته پیشنهادی داشت: باید به سراغ خرید وام‌های انباشته شرکت‌هایی برویم که حالا به مشکل برخورده‌اند. بلک خوب می‌دانست کدام یکی از این شرکت‌ها ارزش آن را دارند که با توسل به این موقعیت بخشی از آنها را تصاحب کرد.
لئون بلک به اصرار پدر وارد دنیای مالی و سرمایه‌گذاری شد اما نشان داد که برای همین کار ساخته شده است. با این حال بخشی از مادرش همواره همراه او باقی ماند. او یکی از مهم‌ترین کلکسیون‌دارهای هنری آمریکا به شمار می‌رود. یکی از معروف‌ترین آثاری در تملک او تابلوی جیغ اثر ادوارد مونک است که در سال 2012 به قیمت 120 میلیون دلار خرید.

 

رسوایی جفری

اگر نام جفری اپستین هم برای شما آشنا نباشد، احتمالا ماجرای پرونده او و عاقبتش را لابه‌لای اخبار شنیده‌اید. اپستین ابتدا شهروندی معمولی بود که کارش را با معلمی آغاز کرد اما در ادامه راه رو به سوی بانکداری و سرمایه‌گذاری آورد و از قضا در این حوزه موفقیت چشمگیری هم به هم زد. انما آنچه حالا بیش از هرچیز با آن شهرت دارد اتهاماتی است که در سال 2019 او را روانه زندان کرد. جوزف اپستین محکوم به سوءاستفاده و قاچاق کودکان به منظور بهره‌برداری جنسی شد و پس از جنجال فراوان خبری در رسانه‌های آمریکا و دستگیری، خبر پیدا شدن جسد او در سلولش رسید. مقامات قضایی دلیل مرگ او را خودکشی اعلام کردند.
پرونده اپستین و مرگ او یکی از خبرسازترین اتفاقات آمریکا در سال گذشته میلادی بود. یکی از دلایل این موضوع روابط نزدیک اپستین با بسیاری از سران سرشناس این کشور از سیاستمداران گرفته تا سرمایه‌داران بود از جمله دونالد ترامپ و البته آقای لئون بلک. سال گذشته نیویورک تایمز در گزارشی که در مورد روابط افراد قدرتمند با اپستین تهیه کرده بود نوشت: «اسناد مالیاتی نشان از یک کمک خیریه‌ای 10 میلیون دلاری دارند که از یک شرکت خصوصی واقع در ساختمان 22 طبقه در پارک اونیو منهتن (توسط یکی از موسسه‌های خیریه وابسته به اپستین) دریافت شده است، ساختمانی که محل استقرار بنیاد خانوادگی لئون بلک است، سرمایه‌گذار میلیاردری که ریاست هیات مدیر موزه هنرهای مدرن را بر عهده دارد. او سال‌ها است که اپستین را می‌شناسد. سال 1999 آقای بلک به یکی دیگر از موسسه‌های خیریه اپستین کمکی 166 هزار دلاری کرد. اپستین مدتی هم از اعضای هیات مدیره بنیاد خانوادگی آقای بلک بود.»
بلومبرگ نوشته است که پس از رسوایی اپستین، مدیران ارشد آپولو که گمان می‌رفت کارهای مربوط به مالیات اپستین را در دست داشتند تلاش کردند خود را از این قضیه دور نگه دارند اما به هر حال بسیاری از مشتریان شرکت به شک افتادند که آیا آپولو هنوز هم جای مناسبی برای نگه داشتن سرمایه آنها هست یا نه. وکلای شرکت مدت‌ها مشغول اطمینان خاطر دادن به مشتریان بودند که اپستین هیچ‌گونه سهمی در آپولو ندارند. پس از پیدا شدن جسد اپستین یکی از کارکنان سابق آپولو شوخی زهرآگینی کرد: «مرگ او زندگی بلک را راحت‌تر کرد.»

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.